درست همانطور که
دو نفر به یکباره
در یک نگاه
عاشق می شوند
و به هم میگویند
اکر یک روز
با من نباشی
ماسوا را از هم جدا میکنم
و پس از آن سالها
عاشقانه تا خود مرگ
با هم زندگی میکنند
یا درست مثل
دو نفر که خیلی زود میفهمند
که برای هم
ساخته نشده اند
و هنوز هم کاسه نشده
جدا می شوند
درست مثل جماعتی که
همایش بین اللملی هم اندیشی
برگزار می کنند
درست همچون گروهی کوچک
که جلسه ی مخفیانه ی دگر اندیشی
برگزار می کنند
درست مثل کسی که
قاضی میشود
و دیگری محکوم
درست مثل کسی که
شاه به دنیا می آید و
دیگری یتیمی بی نوا
درست مثل کسی که
به دنیا نیامده می میرد
و کسی که صد و سی سال عمر میکند
درست مثل کسی که
برگزیده می شود
و کسی که لعن
درست بههمان شکل
یکی از دیگری بدش می آید
بیزار می شود
و دیگر کاریش نمی شود کرد
این سرشت هستی اوست
سرنوشت پیشنوشته ی روی پیشانی اوست
و من این همه را
در یک میلیونیوم ثانیه
در سایه ی پنجره دیدم
برچسب:
نویسنده: سام احمدی