خرید بک لینک

درباره سایت

فصل آخر

امکانات وب

خنده دار ترین اتفاق این روزها

دیدن تو

در آن وقت بی هنگام

در آن ناکجا آباد

آن خراب آباد معتادها

آن قبرستان سالهای طلایی بود

دیدن تو

شعری به یادم آورد

نامت که هیچ

انگار هرگز جایی نرفته بود

شعر این بود

تو کجا...

اینجا کجا...

اوووووووووووووووووف

و من خندیدم

از ته دلم خندیدم

نفس عمیق می کشیدم و

می خندیدم

انگار همه چیز یک طنز است

طنزی که دردها

کتک خوردن ها

زمین افتادن ها

و حتی مردن هایش هم

خنده دار است




دیدن نامت

جایزه ی روزهای دردآور من بود

برچسب: نویسنده: سام احمدی تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 9:33

صفحه بندی