خرید بک لینک

درباره سایت

فصل آخر

امکانات وب

خستگی

نگاهم را

دو تا کرده

یکی در منتها الیه پایین

و یکی در همان نزدیکی

هنوز راه نیفتاده

اکسیژن کم آوردم

بوی سوختگی

نه از حریق جاودانه جنگلهای کالیفرنیا

که از اجاق گاز بود

گلویم سوخت

سرفه کردم

و بالا آمد هرچه گیر کرده بود در گلویم

دود بود و سیاهی

خستگی بود و چرا

سوختم

سرفه کردم

باید سرفه میکردم

چشمانم سه تا می دید

نور رفت

صدا بود و میگفت

کات

خسته نباشید

خوب بود

و من

 تمام روز را

خودم را

این حرفها و

این چیزها را

سرفه می کردم

آخرش هم شاید

از بوی گند دود

مردم


برچسب: نویسنده: سام احمدی تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 9:33

صفحه بندی